خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از مسلمانی که در جهل خود غرق شده و حق و باطل را یکسان میبیند، انتقاد میکند. او اشاره میکند که چنین فردی کورکورانه راه میپوید و سرانجام به چاه میافتد. شاعر یقین دارد که حتی در میان کافران، کافری بهتر از این مسلمانی وجود دارد.
محتوا شامل مفاهیم انتقادی نسبت به رفتارهای دینی و اجتماعی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و شناخت نسبتاً بالایی از مسائل اخلاقی و دینی دارد.
شمارهٔ ۶ - شراب جهل
از مسلمانی مرا آید عجب
کز شراب جهل خود گردیده مست ۱
حق و باطل، بندگی و معصیت
پیش رو یکسان نماید هر چه هست ۲
کور کورانه همی پوید به راه
می نپندارد که اندر ره چه است ۳
عاقبت روزی به چاه افتد ز راه
بر سر ره بی گمان، صاحب ره است ۴
من یقین دارم که پیش کافران
کافری از این مسلمانی به است ۵
کز شراب جهل خود گردیده مست ۱
حق و باطل، بندگی و معصیت
پیش رو یکسان نماید هر چه هست ۲
کور کورانه همی پوید به راه
می نپندارد که اندر ره چه است ۳
عاقبت روزی به چاه افتد ز راه
بر سر ره بی گمان، صاحب ره است ۴
من یقین دارم که پیش کافران
کافری از این مسلمانی به است ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۵ - آرزوی وصل
گوهر بعدی:شمارهٔ ۷ - زلف سیه فام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.