این شعر به مرثیهای غمانگیز و پراحساس دربارهی شهادت فردی مظلوم و بیگناه میپردازد که با بیرحمی کشته شده است. توصیفهای شدیداللحنی از زخمها، خونریزی و بیعدالتی در حق این فرد ارائه شده و شاعر آرزو میکند که آسمان و زمین به نشانهی اعتراض به این جنایت واکنش نشان دهند. در پایان، شاعر «ترکی» را به عنوان فردی سوگوار معرفی میکند که به جای اشک، خون میگرید.
متن حاوی تصاویر شدید و خشونتآمیز از زخمها، خونریزی و مرگ است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال نامناسب باشد. همچنین، مفاهیم عمیق عاطفی و مذهبی موجود در شعر نیاز به درک و بلوغ بیشتری دارد.
شمارهٔ ۳۶ - چرخ نیلگون
وی چهره ات زخون گلوی تو لاله گون ۱
مقتول چون تو دیده ندیده است تا به حال
قاتل چو شمر، کس نشنیده است تا کنون ۲
جرمت چه بود شمر سرت از قفا برید
افکنده پاره پاره تنت را به موج خون ۳
خولی سرت نهاد به خاکستر تنور
جایی دگر نداشت مگر آن لعین دون ۴
ای کاش! آسمان به زمین، سرنگون شدی
آن دم که بر زمین، شدی از صدر زین نگون ۵
آن دم که خون پیکر پاکت به خاک ریخت
چون آسمان، زمین شدی ای کاش بی سکون ۶
آن دم که شد برون ز تنت جان ز تشنگی
ای کاش! جان شدی ز تن انس و جان برون ۷
چون پیکر تو گشت گلدکوب اسب ها
زیر و زبر چرا نشد این چرخ نیلگون؟ ۸
در ماتم تو ای شه گلگون قبای عشق
«ترکی» به جای اشک، چکد خونش از عیون ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.