این متن شعری است که به بیان غم و اندوه ناشی از غربت و مظلومیت امام رضا (ع) و خاندانش میپردازد. شاعر درد دل خود را با باد صبا در میان میگذارد و از عشق به یار آشنا سخن میگوید. او از غمهای پنهان در دلش، غربت امام رضا (ع) در خراسان، مصائب کربلا، و مظلومیت اهل بیت (ع) میسراید. شاعر همچنین به عزاداری برای امام رضا (ع)، یادآوری غربت امام حسین (ع) در کربلا، و بیان مصائب اهل بیت (ع) مانند یتیمی طفلان و رنجهای زینب و کلثوم اشاره میکند.
متن دارای مضامین عمیق مذهبی و عاطفی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مصائب و غمهای شدید ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
شمارهٔ ۶ - حدیث غربت
حدیث عشق، بر آن یار آشنا گویم ۱
غمی که گشته نهان از زمانه دردل من
بر آن سرم که به صد شور بر ملا گویم ۲
به هر کجا که بود مجلس عزای رضا
ز دیده خون بفشانم رضا رضا گویم ۳
رضا ، به شهر خراسان غریب وتنها ماند
حدیث غربت او را به صد نوا گویم ۴
ز غم زنم به دل وجان شیعیان آتش
اگر ز غربت مظلوم کربلا گویم ۵
ز پیکرش بسرایم سخن که شد پامال
و یا ز راس منیرش که شد جدا گویم ۶
غم یتیمی طفلش سکینه برشمرم
و یا ز زینب و کلثوم بی نوا گویم ۷
جدا جدا دل اهل عزا بسوزانم
اگر مصائب او را جدا جدا گویم ۸
رسیده کار به جایی که رو کنم به نجف
غریبی پسرش را به مرتضی گویم ۹
ز تشنه کامی اورو کنم به سوی بقیع
برای فاطمه با چشم پر بکا گویم ۱۰
توجهی به مدینه کنم به چشم پرآب
به خون طپیدن او را به مصطفی گویم ۱۱
حدیث غربت مظلوم کربلا « ترکی »
به هر کجا که شود مجلسی بپا گویم ۱۲
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.