خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به ستایش عشق و تأثیر عمیق آن بر جان و دل انسان میپردازد. عشق به عنوان نیرویی روحافزا و جهانشمول توصیف شده که جایگاه آن تنها در دل عاشقان است و عقل در برابر آن تاب مقاومت ندارد. شاعر از تجربههای عاشقانه و رنجهای ناشی از عشق سخن میگوید و مخاطب را به غوطهوری در دریای عشق دعوت میکند.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و احساسی عمیق است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج عشق و جدال عقل و عشق برای نوجوانان کمسنوسال نامناسب است.
شمارهٔ ۸۵ - سودای عشق
آفرین بر نام روح افزای عشق
جان فدای آنکه شد دارای عشق ۱
یک تجلی کرد عشق و در جهان
هر کجا بینی بود غوغای عشق ۲
عشق را جایی نباشد غیر دل
در دل عشاق، باشد جای عشق ۳
عقل را دیگر نباشد جای زیست
در میان، هر کجا که آید پای عشق ۴
تا صف محشر کجا آید به هوش
هر که جامی خورد از مینای عشق ۵
لشکر غم زد شبیخون بر سرم
تادلم زد خیمه در صحرای عشق ۶
عاشقا!گر طالب عشقی بزن
غوطه ای در بحر گوهرزای عشق ۷
«ترکی»از معشوق کی یابی مراد
تا نباشد بر سرت سودای عشق ۸
جان فدای آنکه شد دارای عشق ۱
یک تجلی کرد عشق و در جهان
هر کجا بینی بود غوغای عشق ۲
عشق را جایی نباشد غیر دل
در دل عشاق، باشد جای عشق ۳
عقل را دیگر نباشد جای زیست
در میان، هر کجا که آید پای عشق ۴
تا صف محشر کجا آید به هوش
هر که جامی خورد از مینای عشق ۵
لشکر غم زد شبیخون بر سرم
تادلم زد خیمه در صحرای عشق ۶
عاشقا!گر طالب عشقی بزن
غوطه ای در بحر گوهرزای عشق ۷
«ترکی»از معشوق کی یابی مراد
تا نباشد بر سرت سودای عشق ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۸۴ - شام فراق
گوهر بعدی:شمارهٔ ۸۶ - بنده عشق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.