این شعر از مولانا یا یکی از شاعران صوفیمسلک است که در آن از ساقی و باده به عنوان استعارههایی برای عشق الهی و معنویت استفاده شده است. شاعر از ساقی میخواهد که شراب بیاورد تا غم را از دل پیر و جوان بزداید و نشاط آورد. در ادامه، باده به عنوان نمادی از عشق به خدا و پیامبر و امام علی (حیدر) معرفی میشود. شاعر تأکید میکند که تنها کسانی که به عشق الهی زندهاند، واقعاً زنده محسوب میشوند و دیگران مردهاند.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و استعارههای پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژههایی مانند «باده» و «شراب» نیاز به توضیح استعاری دارد تا سوءتفاهم نشود.
شمارهٔ ۶۷ - مینای عشق
از دو سه جام شراب، ریز به جامم شرار ۱
باده برد زنگ غم، از دل پیر و جوان
خاصه به فصل بهار، خاصه ز دست نگار ۲
باده غم از دل برد، باده نشاط آورد
باده کند مرده را زنده دل و هوشیار ۳
مرده دل است آنکه نیست زنده به مینای عشق
زنده دل مرده را زنده مخوان زینهار ۴
از می عشق حبیب، هر که دلش زنده نیست
مردهٔ صرفش شمار، رو به مزارش به زار ۵
مقصد از این باده چیست؟ ساقی این باده کیست؟
گر تو ندانی بدان، گوش به حرفم بدار ۶
مقصد از این باده است حب خدا و رسول
ساقی این باده است حیدر دلدل سوار ۷
«ترکی» از این باده به هست تو را گر سراغ
خیز و بیاور بده، خیز و بیا و بیار ۸
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.