این شعر عاشقانه از حافظ، بیانگر عشق و دلبستگی شاعر به معشوق است. او عشق را تنها مایه آرامش خود میداند و از جدایی و رنج بیعشقی مینالد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند مگس و انگبین، باغبان و میوه نارس، و مرغ در قفس، احساسات خود را به تصویر میکشد. او همچنین از بیاعتنایی معشوق شکایت دارد و میگوید حتی اشاره ابروی او برای کشتنش کافی است. در نهایت، شاعر تأکید میکند که تا آخرین نفسش عاشق خواهد ماند.
این شعر حاوی مضامین عاشقانه عمیق و استفاده از استعارههای پیچیده است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از ابیات مانند اشاره به کشتن با اشاره ابرو ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شمارهٔ ۵۴ - یک اشاره
تا دو روزیم دست رس باشد ۱
عمر بی عشق، جمله محنت بود
راحت من، ازین سپس باشد ۲
دل چسان برکنم من از لب یار
که عاشق انگبین، مگس باشد ۳
ساربانا! شتر مران شاید
بار افتاده ای ز پس باشد ۴
کاروان باز مانده را در راه
گوش، پیوسته بر جرس باشد ۵
باغبان از درخت، کی چیند؟
میوه ای را که نیم رس باشد ۶
رشته در پای مرغ رام خطاست
خاصه مرغی که در قفس باشد ۷
دوزد کز جان خود بشوید دست
کی به دل خوفش از عسس باشد؟ ۸
از غمت مردم و نپرسیدی
کاین به غم مبتلا، چه کس باشد ۹
کشتن من به تیغ، حاجت نیست
ز ابرویت یک اشاره بس باشد ۱۰
دو جهان پیش گندم خالت
پیش من، کم ز یک عدس باشد ۱۱
ترک خوبان نمی کند «ترکی»
تا مرا آخرین نفس باشد ۱۲
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.