خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و غزل‌گونه، توصیفی شاعرانه از معشوق و حالات عاشق است. شاعر با تصاویر زیبا و استعاره‌های غنی، زیبایی معشوق و رنج‌های عشق خود را بیان می‌کند. معشوق با عناصری مانند بهشت، کوثر، سرو و خورشید توصیف شده، در حالی که عاشق از غم و اندوه عشق، شب‌های بی‌خوابی و اشک‌های خونین سخن می‌گوید.

محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و استعاره‌های پیچیده است که درک آن‌ها ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد. همچنین، برخی تصاویر مانند 'مژهٔ خون‌ریز' و 'اشک‌های خونین' ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.

مشاهده کامل

شمارهٔ ۳۱ - سرو صنوبر

باز این تویی بتا! که خطت مشک و عنبر است
رخساره ات بهشت و لبت حوض کوثر است ۱

باز این منم که دیده ام از خون دل تر است
جسم چو تار زلف تو باریک و لاغر است ۲

باز این تویی که قد بلندت به راستی
در باغ حسن، غیرت سرو صنوبر است ۳

باز این منم که از غم زلف سیاه تو
بر دیده روز روشنم از شب، سیه تر است ۴

باز این تویی که مژهٔ خون ریز چشم تو
صد جعبه ناوک است و صد قبضه خنجر است ۵

باز این منم که از غم روی چو ماه تو
شب تا به صبح، دیدهٔ من پر ز اختر است ۶

باز این تویی که هر که تو را دید بی نقاب
گفت این جمال نیست که خورشید خاور است ۷

باز این منم که هر که مرا دید فاش گفت
کاین «ترکی» بلاکش از ذره کمتر است ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شمارهٔ ۳۰ - آه آتشبار
گوهر بعدی:شمارهٔ ۳۲ - صد هزار دست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.