خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و غزل‌گونه، زیبایی و جذابیت معشوق را با تصاویر شاعرانه و استعاره‌های زیبا توصیف می‌کند. شاعر از چشمان، موها، و حرکات معشوق سخن می‌گوید و احساسات خود را با واژه‌هایی مانند عقل‌ربایی، دیوانگی، و صید شدن بیان می‌کند.

این شعر حاوی مفاهیم عاشقانه و استعاره‌های پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از واژه‌ها و تصاویر به کار رفته (مانند «خنجر مژگان» و «صید شدن») نیاز به سطحی از بلوغ ذهنی برای تفسیر دارند.

مشاهده کامل

شمارهٔ ۳ - خنجر مژگان

چشم تو و خط و خالت ای بت رعنا!
برده زمن عقل و صبر و هوش به یغما ۱

مست و خراب است ترک چشمت و داری
خنجر مژگان به کف به قصد تن ما ۲

چهر منیرت ز زیر زلف تو گویی
گشته عیان آفتاب، در شب یلدا ۳

در خم هر تار زلف سلسله سانت
صد دل دیوانه راست سلسله برپا ۴

سرو و صنوبر به پیش پای تو افتند
گر به چمی در چمن به عزم تماشا ۵

صید درآید به پای خود به کمندت
گر تو خرامی به عزم صید به صحرا ۶

غمزه ی صیدافکنت به کشتن «ترکی»
خنجر اسکندر است و پهلوی دارا ۷
وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور) قالب: غزل/قصیده/قطعه تعداد ابیات: ۷ ۲۴۱
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شمارهٔ ۲ - آفتاب روشن
گوهر بعدی:شمارهٔ ۴ - صید صحرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.