خلاصه و ردهبندی سنی
14+
خادمهای که از خدمت معشوق بازمیگردد، به عاشق بیچاره خبر میدهد که معشوق به فکر اوست و از او میخواهد صبر پیشه کند و ناله نکشد. او همچنین اشاره میکند که به دلیل ترس از رقیبان، نمیتواند کمک بیشتری بکند و در پایان، صبر را کلید رسیدن به مراد میداند.
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و سبک ادبی کلاسیک ممکن است برای کودکان کمسنوسال قابل درک نباشد.
بخش ۱۷ - آمدن خادمه از بر معشوق
خادمه از خدمت آن دلنواز
گشت سوی عاشق بیچاره باز ۱
خنده زنان با دل بس شادمان
آمد و بنشست به پیش جوان ۲
گفت بیا غم مخور ای مستمند
مرغ دلت یافت گشادی ز بند ۳
من بکنم فکر تو، فرمود یار
صبر کن و ناله مکن زینهار ۴
هست مرا ترس زبان رقیب
ورنه ز من یافته بودی نصیب ۵
صوفی ازین صبر برآید مراد
کس چو تو بی صبر به عالم مباد ۶
گشت سوی عاشق بیچاره باز ۱
خنده زنان با دل بس شادمان
آمد و بنشست به پیش جوان ۲
گفت بیا غم مخور ای مستمند
مرغ دلت یافت گشادی ز بند ۳
من بکنم فکر تو، فرمود یار
صبر کن و ناله مکن زینهار ۴
هست مرا ترس زبان رقیب
ورنه ز من یافته بودی نصیب ۵
صوفی ازین صبر برآید مراد
کس چو تو بی صبر به عالم مباد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۱۶ - خبر بردن خادمه
گوهر بعدی:بخش ۱۸ - نامه ششم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.