در این متن، شاعر صحنهای را در یک دکان کلهپزی توصیف میکند که در آن نور از کلهها میدرخشد. شیخ گیپا، فردی مرقعپوش، در آنجا حضور دارد و با صد هزار حضور (احتمالاً اشاره به تجمع مردم یا معنویات) مشغول شستن ظروف است. او کاسهای را بر طبق میگذارد و میگوید که ظاهر آن ساده است اما باطنش پر از رمز و راز است.
این متن دارای مفاهیم عرفانی و تمثیلی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژهها و تصاویر پیچیده مانند «صد هزار حضور» و «باطن معمور» نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
بخش ۱۳۶ - دیدم اندر دکان کله پزی
کز رخ کله شعله می زد نور ۱
شیخ گیپا مرقعی در بر
شسته آنجا به صد هزار حضور ۲
بر طبق کرد کاسه و گفتا
ظاهرا هست باطنش معمور ۳
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.