خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر از عشق الهی و انسانی سخن میگوید. او با استفاده از استعارههای غذایی مانند نان گرم، بریانی، آب حیوان، و بورانی، احساسات عمیق خود را بیان میکند. شعر همچنین به مفاهیمی مانند فقر، عشق، و رازهای نهفته در دل اشاره دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و ادبی نیاز به دانش پایهای از ادبیات فارسی دارند.
بخش ۱۳۰ - رخ تو مظهر انوارهای سبحانی است
رخ تو مظهر انوارهای سبحانی است
خط تو آیت الطافهای ربانی است ۱
در جواب او ۲
مرا به صحنک بغرا محبت جانی است
اگر چه معده پر از نان گرم و بریانی است ۳
چه می کنی صفت امروز آب حیوان را
به شیر منش نظر کن که آب حیوانی است ۴
به شهر اگر دل بریان به جان فروشد کس
جگر بماند از آن کس بخر که ارزانی است ۵
ز سر باطن گیپا نیافت کله وقوف
بلی چو در دل او رازهای پنهانی است ۶
ز اشک و ناله و سوزی که شب ز بریان آید
برنج را بنگر اندرین پریشانی است ۷
هوای قلیه کدو در سر من است ولیک
دل شکسته پر از آرزوی بورانی است ۸
عوض کند به دو عالم اگر ته نان کس
به نزد صوفی مسکین کمال نادانی است ۹
خط تو آیت الطافهای ربانی است ۱
در جواب او ۲
مرا به صحنک بغرا محبت جانی است
اگر چه معده پر از نان گرم و بریانی است ۳
چه می کنی صفت امروز آب حیوان را
به شیر منش نظر کن که آب حیوانی است ۴
به شهر اگر دل بریان به جان فروشد کس
جگر بماند از آن کس بخر که ارزانی است ۵
ز سر باطن گیپا نیافت کله وقوف
بلی چو در دل او رازهای پنهانی است ۶
ز اشک و ناله و سوزی که شب ز بریان آید
برنج را بنگر اندرین پریشانی است ۷
هوای قلیه کدو در سر من است ولیک
دل شکسته پر از آرزوی بورانی است ۸
عوض کند به دو عالم اگر ته نان کس
به نزد صوفی مسکین کمال نادانی است ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۱۲۹ - عکس روی تو چو در آینه جام افتاد
گوهر بعدی:بخش ۱۳۱ - و ایضا فی ترجیعات
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.