خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن بالا ترکیبی از عشق، رنج، گرسنگی و طنز است. در بخشی از آن، شاعر از عشق و فداکاری در راه آن سخن میگوید، در حالی که در بخشهای دیگر به گرسنگی و رنجهای زندگی اشاره میکند. همچنین، طنزی تلخ در توصیف شرایط سخت و انتظار برای غذا دیده میشود. در نهایت، اشارهای به صوفی و استغفار دارد که نشاندهنده جنبهای عرفانی است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، طنز تلخ و اشاره به رنجهای زندگی نیاز به درک بالاتری از تجربیات انسانی دارد.
بخش ۱۱۷ - نصیب ما ز می لعل دوست گشته خمار
نصیب ما ز می لعل دوست گشته خمار
کنیم جان به سر و کار عشق آخر کار ۱
در جواب او ۲
خوش است صحنک بغرا و قلیه بسیار
اگر به دست تو افتد زهی سعادت یار ۳
زبس که برده ز دزدی ز خلق دل بریان
کشیده اند چو دزدان از آتش بر سر دار ۴
بسوزد ار کشم آهی ز شوق نان و کباب
ز آتش دل مجروح من در و دیوار ۵
گه انتظار و گهی آه سرد در غم نان
دلی که گرسنه باشد کشد ازین بسیار ۶
چو هست مایه عمر شریف من بریان
هزار آه، نگشتم ز عمر برخوردار ۷
بیار بره، اگر ماس نیست با کنگر
که خوش بود به کف در آید این گل بیخار ۸
بگوید این به تو صوفی کسی که سیر شدم
ز بهر او بکن این دم هزار استغفار ۹
کنیم جان به سر و کار عشق آخر کار ۱
در جواب او ۲
خوش است صحنک بغرا و قلیه بسیار
اگر به دست تو افتد زهی سعادت یار ۳
زبس که برده ز دزدی ز خلق دل بریان
کشیده اند چو دزدان از آتش بر سر دار ۴
بسوزد ار کشم آهی ز شوق نان و کباب
ز آتش دل مجروح من در و دیوار ۵
گه انتظار و گهی آه سرد در غم نان
دلی که گرسنه باشد کشد ازین بسیار ۶
چو هست مایه عمر شریف من بریان
هزار آه، نگشتم ز عمر برخوردار ۷
بیار بره، اگر ماس نیست با کنگر
که خوش بود به کف در آید این گل بیخار ۸
بگوید این به تو صوفی کسی که سیر شدم
ز بهر او بکن این دم هزار استغفار ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۱۱۶ - دلم به درد و غم عشق مبتلی تا کی
گوهر بعدی:بخش ۱۱۸ - تا بر رخ آن مه نظر انداخته دیده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.