خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن مجموعهای از ابیات و اشعار است که حول محور عشق، صبر، ناامیدی و تلاشهای بیثمر میچرخد. در آن از مفاهیمی مانند عشق نافرجام، تلاشهای بیحاصل، نصیحتهای پندآموز و مقایسههای نمادین استفاده شده است. هر بیت به شکلی متفاوت به بیان دشواریها و محدودیتهای زندگی میپردازد.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات نمادین و کنایهها نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک صحیح دارند.
بخش ۸۴ - بی روی تو صبوری، جانا نمی توان کرد
بی روی تو صبوری، جانا نمی توان کرد
بسیار سعی کردیم اما نمی توان کرد ۱
در جواب او ۲
بی روی نان صبوری، حقا نمی توان کرد
«بسیار سعی کردیم اما نمی توان کرد» ۳
پیری کلیچه پز کرد بر منبری نصیحت
کز آب غوره یاران حلوا نمی توان کرد ۴
گفتم به جان خریدم نان تو، نانبا گفت
با ما بدین بضاعت سودا نمی توان کرد ۵
در دیگ کله می خواند دوشینه این غزل را
گیپا چو نیم پخت است سر وا نمی توان کرد ۶
با زلبیا برابر ای گل کجا شوی تو
خود را به رنگ و بوئی زیبا نمی توان کرد ۷
از سفره محقر عیب است زله بستن
در پیش لوت خواران اینها نمی توان کرد ۸
بر چهره مزعفر هستند عاشقان لیک
کس را مثال صوفی شیدا نمی توان کرد ۹
بسیار سعی کردیم اما نمی توان کرد ۱
در جواب او ۲
بی روی نان صبوری، حقا نمی توان کرد
«بسیار سعی کردیم اما نمی توان کرد» ۳
پیری کلیچه پز کرد بر منبری نصیحت
کز آب غوره یاران حلوا نمی توان کرد ۴
گفتم به جان خریدم نان تو، نانبا گفت
با ما بدین بضاعت سودا نمی توان کرد ۵
در دیگ کله می خواند دوشینه این غزل را
گیپا چو نیم پخت است سر وا نمی توان کرد ۶
با زلبیا برابر ای گل کجا شوی تو
خود را به رنگ و بوئی زیبا نمی توان کرد ۷
از سفره محقر عیب است زله بستن
در پیش لوت خواران اینها نمی توان کرد ۸
بر چهره مزعفر هستند عاشقان لیک
کس را مثال صوفی شیدا نمی توان کرد ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۸۳ - آن سرو ناز من که خجل گشت ماه ازو
گوهر بعدی:بخش ۸۵ - عاشقی دانی چه باشد، بی دل و جان زیستن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.