خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری از حافظ است که در آن شاعر از امیدواری و خیر در پایان سختیها سخن میگوید. سپس به توصیف دل گرسنه و مشتاق خود میپردازد که به دنبال لذتهای معنوی و مادی است. در ادامه، از عادات روزمره مانند خوردن نان تازه و حضور صوفی در جمع عامه یاد میکند.
متن دارای مفاهیم عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از اشارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
بخش ۷۹ - کتابه ای ز مسیحا بر این کهن دیرست
کتابه ای ز مسیحا بر این کهن دیرست
که نا امید نباشی که عاقبت خیرست ۱
در جواب او ۲
دلم که در پی بغرا همیشه در سیر است
چه پخته کار غنیمی که داعی خیرست ۳
دل گرسنه من دوش گفت با بریان
درآ در آی که این خانه خالی از غیرست ۴
چرا رود سوی مطبخ روان دل من گفت
به دانه های برنج او اسیر چون طیرست ۵
روم به خدمت خباز، زان که هر روزی
به نو چو خوردن نان رسم این کهن دیرست ۶
عجب مدار که صوفی رسد به دعوت عام
که از برای همین کار خاصه در سیرست ۷
که نا امید نباشی که عاقبت خیرست ۱
در جواب او ۲
دلم که در پی بغرا همیشه در سیر است
چه پخته کار غنیمی که داعی خیرست ۳
دل گرسنه من دوش گفت با بریان
درآ در آی که این خانه خالی از غیرست ۴
چرا رود سوی مطبخ روان دل من گفت
به دانه های برنج او اسیر چون طیرست ۵
روم به خدمت خباز، زان که هر روزی
به نو چو خوردن نان رسم این کهن دیرست ۶
عجب مدار که صوفی رسد به دعوت عام
که از برای همین کار خاصه در سیرست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۷۸ - مرا ز آدم خاکی چو ضم بود میراث
گوهر بعدی:بخش ۸۰ - دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.