خلاصه و رده‌بندی سنی 18+

شاعر در این متن از فرارسیدن عید و بهار سخن می‌گوید و از مخاطب می‌خواهد تا غم دنیا را با باده گلنار فراموش کند. او به ناپایداری عمر و حادثه‌خیزی دنیا اشاره می‌کند و مستی را بر هوشیاری ترجیح می‌دهد. همچنین، از عشق و زیبایی معشوق و تأثیر آن بر زندگی خود می‌گوید و در پایان، از فقرای صوفی‌مسلک یاد می‌کند.

این متن شامل مضامینی مانند شراب‌گساری و مستی است که برای مخاطبان زیر 18 سال مناسب نیست. همچنین، برخی مفاهیم عرفانی و فلسفی آن ممکن است برای سنین پایین قابل درک نباشد.

مشاهده کامل

شماره ۲۹ - بیا که عید صیام است و باز فصل بهار

بیا که عید صیام است و باز فصل بهار
غم زمانه بدل کن به باده گلنار ۱

چو دهر حادثه زای است و عمر مستعجل
اگر تو مست نباشی چرا شوی هشیار ۲

سبوی باده به دست آر با پری رویی
چه مانده ای تو گرفتار جبه و دستار ۳

خمار باده لعل لبان او دارم
درین خمار تو ساقی صراحیی زخم آر ۴

به خواب، لعل لبان تو دوش می دیدم
مراست این شرف آری ز دولت بیدار ۵

ز یمن عشق تو گشتم غنی بحمدالله
مراست چهره زرین و دیده دربار ۶

به روز واقعه در دامن تو آویزد
بروید از گل صوفی مستمند چو خار ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۸ - هر شب من و غمهای تو و روی به دیوار
گوهر بعدی:شماره ۳۰ - خواهم نظری در رخ خوب تو دگر بار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.