خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از درد فراق، عشق، و مستی ناشی از عشق سخن میگوید. همچنین، به نقد زاهد و صوفی پرداخته و طرب و شادی عاشقانه را در مقابل عیش دنیوی قرار میدهد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات به مستی و نقد زاهدانه ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای درک مناسب داشته باشد.
شماره ۲۲ - آن کس که روز را به فراق تو شب کند
آن کس که روز را به فراق تو شب کند
گر در غم تو زنده بماند عجب کند ۱
از تف و تاب عشق دل من به جان رسید
راحت کجا بود بدنی را که تب کند ۲
زاهد اگر به خواب ببیند لب ترا
در کنج صومعه، می حمرا طلب کند ۳
عیشی که عاشقان به غمش در جهان کنند
خسرو کجا به مجلس خود آن طرب کند ۴
دوشینه هر که لاف زد از تار زلف او
زآنش به گوشمال، مغنی ادب کند ۵
از شوق چشم مست تو کان عین فتنه است
شیخ زمانه میل به آب عنب کند ۶
صوفی مستمند ز سودای لعل یار
عناب را ببوسد و میل رطب کند ۷
گر در غم تو زنده بماند عجب کند ۱
از تف و تاب عشق دل من به جان رسید
راحت کجا بود بدنی را که تب کند ۲
زاهد اگر به خواب ببیند لب ترا
در کنج صومعه، می حمرا طلب کند ۳
عیشی که عاشقان به غمش در جهان کنند
خسرو کجا به مجلس خود آن طرب کند ۴
دوشینه هر که لاف زد از تار زلف او
زآنش به گوشمال، مغنی ادب کند ۵
از شوق چشم مست تو کان عین فتنه است
شیخ زمانه میل به آب عنب کند ۶
صوفی مستمند ز سودای لعل یار
عناب را ببوسد و میل رطب کند ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱ - روز ازل که طینت آدم سرشته اند
گوهر بعدی:شماره ۲۳ - دل برد از من آن پسر پیرهن کبود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.