خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن دربارهٔ پیامدهای خشونت و انتقام است. شاعر بیان میکند که استفاده از تیغ (خشونت) برای کشتن مردم نادرست است و خداوند بدی را فراموش نمیکند. همچنین، با اشاره به داستان عیسی و یک کشته، تأکید میکند که انتقامجویی چرخهای بیپایان ایجاد میکند و به جای خشونت، باید از درگیری و آسیب به دیگران پرهیز کرد.
متن دارای مفاهیم عمیق اخلاقی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی دارد. همچنین، موضوعاتی مانند خشونت و انتقام ممکن است برای سنین پایینتر سنگین و نامناسب باشد.
قصیده ۴۸ - چون تیغ به دست آری مردم نتوان کشت
چون تیغ به دست آری مردم نتوان کشت
نزدیک خداوند بدی نیست فرامشت ۱
این تیغ نه از بهر ستمکاران کردند
انگور نه از بهر نبید است به چرخشت ۲
عیسی به رهی دید یکی کشته فتاده
حیران شد و بگرفت به دندان سر انگشت ۳
گفتا که «کرا کشتی تا کشته شدی زار؟
تا باز که او را بکشد آنکه تو را کشت؟» ۴
انگشت مکن رنجه به در کوفتن کس
تا کس نکند رنجه به در کوفتنت مشت ۵
نزدیک خداوند بدی نیست فرامشت ۱
این تیغ نه از بهر ستمکاران کردند
انگور نه از بهر نبید است به چرخشت ۲
عیسی به رهی دید یکی کشته فتاده
حیران شد و بگرفت به دندان سر انگشت ۳
گفتا که «کرا کشتی تا کشته شدی زار؟
تا باز که او را بکشد آنکه تو را کشت؟» ۴
انگشت مکن رنجه به در کوفتن کس
تا کس نکند رنجه به در کوفتنت مشت ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:قصیده ۴۷ - نشنیدهای که زیر چناری کدو بنی
گوهر بعدی:قصیده ۴۹ - ای نشسته خوش و بر تخت کشیده نخ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.