خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن به بررسی مفهوم چشمهای میپردازد که در آن آبی وجود ندارد و گاهی ظاهر و گاهی ناپدید میشود. این مفهوم به عنوان یک نکتهی ظریف و بدون پیچیدگی توصیف شده است.
متن دارای مفاهیم فلسفی و استعاری است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند این مفاهیم را تحلیل و درک کنند.
قصیده ۲۴ - ای باز کرده چشم و دل خفته را ز خواب،
ای باز کرده چشم و دل خفته را ز خواب،
بشنو سؤال خوب و جوابی بده صواب: ۱
بنگر به چشم دل که دو چشم سرت هگرز
دیدهاست چشمهای که درو نیست هیچ آب ۲
چشمه است و آب نیست، پس این چشمه چون بود؟
این نکتهای است طرفه و بیهیچ پیچ و تاب ۳
گاهی پدید باشد و گاهی نهان شود
دادم نشانیای به مثل همچو آفتاب ۴
بشنو سؤال خوب و جوابی بده صواب: ۱
بنگر به چشم دل که دو چشم سرت هگرز
دیدهاست چشمهای که درو نیست هیچ آب ۲
چشمه است و آب نیست، پس این چشمه چون بود؟
این نکتهای است طرفه و بیهیچ پیچ و تاب ۳
گاهی پدید باشد و گاهی نهان شود
دادم نشانیای به مثل همچو آفتاب ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:قصیده ۲۳ - ای غریب آب غریبی ز تو بربود شباب
گوهر بعدی:قصیده ۲۵ - بر تو این خوردن و این رفتن و این خفتن و خاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.