این متن عرفانی بیان میکند که جهان هستی تنها سایهای از وجود حقیقی (خداوند) است و همه موجودات مظاهر و تجلیات او هستند. وجود حقیقی تنها از آنِ خداست و سایر موجودات به اعتبار نسبتشان با او وجود دارند. متن تأکید میکند که همه چیز در علم خداوند ثابت است و عالم مانند جسمی است که خداوند روح آن است. همچنین، تعینهای مختلف در هستی در حقیقت ظهورات وجود واحد الهی هستند.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به دانش و تجربه کافی در این زمینهها دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات تخصصی و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
بخش ۱۹۱ - بابالعین العالم بفتح اللام
که عالم نیست غیر از ظل ثانی ۱
نباشد جز وجود حق باهر
تمام ممکنات اندر مظاهر ۲
چو خورشید وجودش پرده در شد
بصورتهای ممکن جلوهگر شد ۳
ظهورش بالتعین نزد آگاه
مسمی گشت بر اسم سوی الله ۴
ز حیث اعتباری کآن اضافت
بسوی ممکناتست از لطافت ۵
وجودی بهر ممکن نیست الا
بمحض اعتبار و نسبت از ما ۶
وگرنه خود وجود او عین حق است
همه غیب و شهود او عین حق است ۷
بمعدومیت خود کل ممکن
بود ثابت بعلم حق و کائن ۸
حق اندیشان که بر حق راه جویند
مگر آنرا شئون ذات گویند ۹
بود عالم مثال جسم و صورت
درآن حق است هم روح هویت ۱۰
تعینها وجود واحدی را
که آیانند بود واحدی را ۱۱
همه احکام اسم ظاهر اوست
ز جلوه باطن بس قاهر اوست ۱۲
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.