خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر بیان میکند که دلش از ظلم و ستم سیر نمیشود و چشمانش از گریه باز نمیایستد، حتی زمانی که به او نگاه میکند. او تعجب میکند که چگونه دوستش را بیشتر از جان خود دوست دارد، با وجود اینکه از هزاران دشمن بدتر است.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، موضوعاتی مانند ظلم و ستم و احساسات پیچیده عاشقانه نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارد.
رباعی ۳۶ - دل سیر نگرددت ز بیدادگری
دل سیر نگرددت ز بیدادگری
چشم آب نگرددت، چو در من نگری ۱
این طرفه که: دوست تر ز جانت دارم
با آن که ز صد هزار دشمن بتری ۲
چشم آب نگرددت، چو در من نگری ۱
این طرفه که: دوست تر ز جانت دارم
با آن که ز صد هزار دشمن بتری ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۳۵ - آن خر پدرت به دشت خاشاک زدی
گوهر بعدی:رباعی ۳۷ - با داده قناعت کن و با داد بزی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.