خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از زاهدانی که موعظههایشان جز آزار نیست و صوفیانی که به حال دیگران توجهی ندارند، انتقاد میکند و افسوس میخورد که مردان آزاده و قلندر از میان رفتهاند و امروزه از درویشان اثری باقی نمانده است.
محتوا شامل مفاهیم انتقادی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری دارد و ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۵۱ - زاهد که مواعظش بجز نیش نبود
زاهد که مواعظش بجز نیش نبود
صوفی که دمی بحالت خویش نبود ۱
افسوس که مردان قلندر رفتند
گشتیم بسی اثر ز درویش نبود ۲
صوفی که دمی بحالت خویش نبود ۱
افسوس که مردان قلندر رفتند
گشتیم بسی اثر ز درویش نبود ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۰ - ای آنکه دل شکسته جای تو بود
گوهر بعدی:شماره ۵۲ - ای برتر از آنکه برتو ادراک رسد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.