خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این بیتها از تنهایی و بیپناهی خود سخن میگوید و از معشوق یا مخاطب خود میخواهد که به او توجه کند و راه نجاتش را نشان دهد، چرا که در این شرایط سخت، هیچ راه گریز و گشایشی برایش وجود ندارد.
مفاهیم عمیق عاطفی و ادبی موجود در متن ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل احساسات بیانشده مانند تنهای و بیپناهی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۳۶ - از آنکه بجز توأم پناهی نبود
از آنکه بجز توأم پناهی نبود
وز حادثهام گریز گاهی نبود ۱
بیچارگیم ببین و راهی بنما
اکنون که گشایشی ز راهی نبود ۲
وز حادثهام گریز گاهی نبود ۱
بیچارگیم ببین و راهی بنما
اکنون که گشایشی ز راهی نبود ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵ - یغمای نگاه بین که آن دلبر شوخ
گوهر بعدی:شماره ۳۷ - ما را سر ملک و فکر شاهی نبود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.