خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی از زبان عاشقی بیان می‌شود که از دوری معشوق و نازهای او شکایت دارد. شاعر از رفتارهای معشوق، مانند ناز کردن، بهانه‌جویی و دوری‌گزینی گلایه می‌کند، اما در عین حال به زیبایی و جذابیت او اعتراف دارد. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند کشف راز و نیاز روحانی نیز دیده می‌شود.

مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند تا به درستی درک شوند.

مشاهده کامل

شماره ۵۵ - تو اگر کناره از ما ز ره مجاز کردی

تو اگر کناره از ما ز ره مجاز کردی
برصا کشیم نازت چو تو خوبه ناز کردی ۱

سوی عاشقان مفتون نبرد شهی شبیخون
تو به ما ز چشم میگون همه ترکتاز کردی ۲

تو بس ار چه خوب رویی همه دم بهانه جویی
نگذشت گفتگویی که بهانه ساز کردی ۳

به جهان و روزگاران زبتان گلعذاران
نکند کس این بیاران که تو دلنواز کردی ۴

تو انامل بلورین نزدی به زلف مشکین
مگر آنکه ز اهل آئین همه کشف راز کردی ۵

ز رهت چو گشتم آگه تو بطره بستیم ره
سفری که بود کوته بر ما دراز کردی ۶

چو زدی به طره دستی دل عاشقان شکستی
بشکسته باز بستی گرهی که باز کردی ۷

ره موت گیرم از سر شنوم اگر به محشر
به جنازه‌ام تو دلبر زکرم نماز کردی ۸

به خدا صفی علائق ببر از خود و خلائق
سر و جان کجاست لائق که بر او نیاز کردی ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۴ - برده عقل و هوش از من دلبری قدح نوشی‌
گوهر بعدی:شماره ۵۶ - گر عناصر سرگران کردند با من نوبتی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.