خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به زیباییهای معشوق و تأثیرات سحرآمیز او بر جان و دل عاشق اشاره دارد. شاعر از ابروهای کمانی، خال کمینگیر، و گیسوی پیچیده معشوق سخن میگوید و حالتی از شگفتی و افسون را توصیف میکند. در پایان، شاعر از عاشق میخواهد که از خود و دیگران بگذرد و تنها به معشوق دل ببندد.
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه پیچیده است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات و استعارهها نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.
شماره ۵۱ - این کمر جانا که تنگ از بهر نیرو بستهای
این کمر جانا که تنگ از بهر نیرو بستهای
دست هیچ اندیشه نگشاید که نیکو بستهای ۱
بر نثارت جان ما باشد به کف محتاج نیست
آن خیالی کز اشارتهای ابرو بستهای ۲
از کمانداری ابرو و ز کمینگیری خال
راه و رفتار و سکون بر ترک هندو بستهای ۳
گرچه آسان می گشایی بهر حلق ما کمند
حلقهها بینم که بس مشکل به گیسو بستهای ۴
این نباشد سحر کز چشمت دگرگون گشت حال
تا گشایی لب به افسون چشم جادو بستهای ۵
از میانت در شگفتم معجز است آن یا طلسم
یک جهان را جان به وهم آمد که بر مو بستهای ۶
ای صفی بیگانه شو از خویش و بیپروا ز خلق
جای غیری نیست با آن دل که با او بستهای ۷
دست هیچ اندیشه نگشاید که نیکو بستهای ۱
بر نثارت جان ما باشد به کف محتاج نیست
آن خیالی کز اشارتهای ابرو بستهای ۲
از کمانداری ابرو و ز کمینگیری خال
راه و رفتار و سکون بر ترک هندو بستهای ۳
گرچه آسان می گشایی بهر حلق ما کمند
حلقهها بینم که بس مشکل به گیسو بستهای ۴
این نباشد سحر کز چشمت دگرگون گشت حال
تا گشایی لب به افسون چشم جادو بستهای ۵
از میانت در شگفتم معجز است آن یا طلسم
یک جهان را جان به وهم آمد که بر مو بستهای ۶
ای صفی بیگانه شو از خویش و بیپروا ز خلق
جای غیری نیست با آن دل که با او بستهای ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۰ - دلی که میکشد او را کمند گیسویی
گوهر بعدی:شماره ۵۲ - امروز نیامد به من از دوست بریدی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.