خلاصه و ردهبندی سنی
15+
در این متن، شاعر از دیدار یار خود در وقت سحر سخن میگوید و از ترس از دشمن (که پدر است) یاد میکند. سپس به توصیف بوسههایی که بر لب یار زده میپردازد و لب یار را به عقیق و شکر تشبیه میکند.
این متن حاوی مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان زیر 15 سال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از تشبیهات و استعارههای پیچیده ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی داشته باشد.
رباعی ۱۴ - آمد بر من که یار، کی؟ وقت سحر
آمد بر من که یار، کی؟ وقت سحر
ترسنده ز که؟ ز خصم، خصمش که؟ پدر ۱
دادمش دو بوسه، بر کجا؟ بر لب تر
لب بد؟ نه، چه بد؟ عقیق، چون بد؟ چو شکر ۲
ترسنده ز که؟ ز خصم، خصمش که؟ پدر ۱
دادمش دو بوسه، بر کجا؟ بر لب تر
لب بد؟ نه، چه بد؟ عقیق، چون بد؟ چو شکر ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۳ - نامت شنوم، دل ز فرح زنده شود
گوهر بعدی:رباعی ۱۵ - هان! تشنه جگر، مجوی زین باغ ثمر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.