خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از صفی الدین اردبیلی، بیانگر درد فراق و عشق به معشوق است. شاعر از جدایی دلدار و غم ناشی از آن مینویسد و تأثیر عمیق عشق را بر دل و جان خود توصیف میکند. او از امیدهای بربادرفته، اسارت در بند عشق، و تبدیل رازهای نهان به افسانههای عمومی سخن میگوید. در نهایت، تنها چیزی که در دل او باقی میماند، نقش معشوق است.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند از دست دادن امید و اسارت در عشق ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۲۵ - رفت دلدار و غمش در دل غمخوار بماند
رفت دلدار و غمش در دل غمخوار بماند
و ز قفایش نگران دیده خونبار بماند ۱
بشفاخانه لعل تو رسید ار چه و لیک
دل ز چشمت اثری داشت که بیمار بماند ۲
آن امیدی که بخوابت نگرد دیده نداشت
ور شبی داشت هم از چشم تو بیدار بماند ۳
جان ما گر چه بمقدار بهای تو نبود
بر سر دست گرفتیم و خریدار بماند ۴
دل و دین در خم گیسوی بتی رفت که رفت
خرقه و سبحه بجام می و زنار بماند ۵
راز عشق تو که از خلق نهان میکردم
گشت افسانه و بر هر سربازار بماند ۶
بندها را همه دل پازد و چون باد گذشت
جز به بند تو که افتاد و گرفتار بماند ۷
خانه دل زغمت زیر و زبر گشت و در آن
نیست جز نقش تو چیزی که بدیوار بماند ۸
ما نه مستیم به تنها که یکی در همه شهر
ناظری نیست که با چشم تو هشیار بماند ۹
داشت عذری که نرفته است ز کوی تو صفی
رفتش از پیش چنان پا که ز رفتار بماند ۱۰
و ز قفایش نگران دیده خونبار بماند ۱
بشفاخانه لعل تو رسید ار چه و لیک
دل ز چشمت اثری داشت که بیمار بماند ۲
آن امیدی که بخوابت نگرد دیده نداشت
ور شبی داشت هم از چشم تو بیدار بماند ۳
جان ما گر چه بمقدار بهای تو نبود
بر سر دست گرفتیم و خریدار بماند ۴
دل و دین در خم گیسوی بتی رفت که رفت
خرقه و سبحه بجام می و زنار بماند ۵
راز عشق تو که از خلق نهان میکردم
گشت افسانه و بر هر سربازار بماند ۶
بندها را همه دل پازد و چون باد گذشت
جز به بند تو که افتاد و گرفتار بماند ۷
خانه دل زغمت زیر و زبر گشت و در آن
نیست جز نقش تو چیزی که بدیوار بماند ۸
ما نه مستیم به تنها که یکی در همه شهر
ناظری نیست که با چشم تو هشیار بماند ۹
داشت عذری که نرفته است ز کوی تو صفی
رفتش از پیش چنان پا که ز رفتار بماند ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴ - در کوی تو یک لحظه اقامت نتوان کرد
گوهر بعدی:شماره ۲۶ - چو آندو زلف شب آسا حجاب مه گردد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.