خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این اشعار از عشق و حسرت به معشوق سخن میگوید و از زیباییهای او مانند زلف و لعل لبش یاد میکند. او احساسات عمیق خود را با استعارههایی مانند آب حیات و ظلمات بیان میکند و از شیرینی عشق و رنجهای آن میگوید.
متن شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد.
شماره ۷ - از حسرت لعلی که در او آب حیاتست
از حسرت لعلی که در او آب حیاتست
مردیم و بسی عقل در این واقعه ماتست ۱
بر چشمه حیوان دلم از زلف تو پی برد
با لعل تو ارزد ره اگر بر ظلماتست ۲
ز اشعار من آنانکه لب اندر لب یارند
دانند که شیرینی از آن کان نباتست ۳
از انبته الله نباتاً حسن این راز
شد کشف کز آن شاخ نباتم حسناتست ۴
امروز دل از حقه لعلش نکشد دست
گوئی که بر این دولتم از غیب براتست ۵
ای دوست تو دانی وصفی آنچه بر او رفت
ز آن طره که در هر سر مویش خطراتست ۶
بازم بهمان زلف دلاویز بود کار
در سلسله زیرا که هنوزم عقباتست ۷
مردیم و بسی عقل در این واقعه ماتست ۱
بر چشمه حیوان دلم از زلف تو پی برد
با لعل تو ارزد ره اگر بر ظلماتست ۲
ز اشعار من آنانکه لب اندر لب یارند
دانند که شیرینی از آن کان نباتست ۳
از انبته الله نباتاً حسن این راز
شد کشف کز آن شاخ نباتم حسناتست ۴
امروز دل از حقه لعلش نکشد دست
گوئی که بر این دولتم از غیب براتست ۵
ای دوست تو دانی وصفی آنچه بر او رفت
ز آن طره که در هر سر مویش خطراتست ۶
بازم بهمان زلف دلاویز بود کار
در سلسله زیرا که هنوزم عقباتست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶ - از شهر مه نو سفرم باز روانه است
گوهر بعدی:شماره ۸ - دلبر امروز کمربست و بقامت برخاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.