خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، به مفاهیمی مانند پاکسازی روح از آلودگیها، تسلیم در برابر تقدیر، عشق الهی، و بیفایده بودن برخی تلاشهای دنیوی میپردازد. شاعر از خرابات و پیر مغان به عنوان نمادهایی از عرفان و رهایی یاد میکند و بر اهمیت نعمتهای موجود در مقابل وعدههای بیاساس تأکید دارد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به خرابات و مینوشی ممکن است نیاز به تفسیر داشته باشد.
شماره ۲ - شستند به می خرقه ی آلوده ی ما را
شستند به می خرقه ی آلوده ی ما را
کردند منزه ز دغل دوده ی ما را ۱
بشکست و فرو کوفت چو در هاون تسلیم
بر باد فنا داد فلک سوده ی ما را ۲
بود از کرم پیر خرابات اگر داد
صد گونه عطا خدمت بیهوده ی ما را ۳
ای شیخ مبر وقت خود از وعده ی معدوم
در میکده بین نعمت موجوده ی ما را ۴
رفتیم تهی دست به میخانه که کردند
پیمودهتر این ساغر بیموده ی ما را ۵
افزود به ما پیر مغان زاهد اگر کاست
هرگز نتوان کاستن افزوده ی ما را ۶
میگفت صفی بر در میخانه که از عشق
معمار ازل ریخته شالوده ی ما را ۷
کردند منزه ز دغل دوده ی ما را ۱
بشکست و فرو کوفت چو در هاون تسلیم
بر باد فنا داد فلک سوده ی ما را ۲
بود از کرم پیر خرابات اگر داد
صد گونه عطا خدمت بیهوده ی ما را ۳
ای شیخ مبر وقت خود از وعده ی معدوم
در میکده بین نعمت موجوده ی ما را ۴
رفتیم تهی دست به میخانه که کردند
پیمودهتر این ساغر بیموده ی ما را ۵
افزود به ما پیر مغان زاهد اگر کاست
هرگز نتوان کاستن افزوده ی ما را ۶
میگفت صفی بر در میخانه که از عشق
معمار ازل ریخته شالوده ی ما را ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱ - سوگند خوردهایم به موی تو بارها
گوهر بعدی:شماره ۳ - دل نداد از دست یک مو زلف یار خویش را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.