خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و فراق سخن میگوید و نگران خاموش شدن چراغ عشق است. او از درد فراق و سوختن دل میگوید و این احساسات را بهگونهای بیان میکند که گویی تمام جهان از آن آگاه است.
متن حاوی مفاهیم عاطفی عمیق و احساساتی مانند عشق، فراق و درد است که درک آنها نیاز به بلوغ عاطفی و تجربهی زندگی دارد. این مفاهیم ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشند یا برای آنها سنگین باشند.
رباعی ۱ - در رهگذر باد چراغی که تراست
در رهگذر باد چراغی که تراست
ترسم که: بمیرد از فراغی که تراست ۱
بوی جگر سوخته عالم بگرفت
گر نشنیدی، زهی دماغی که تراست! ۲
ترسم که: بمیرد از فراغی که تراست ۱
بوی جگر سوخته عالم بگرفت
گر نشنیدی، زهی دماغی که تراست! ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
قبلی:قصاید و قطعات
گوهر بعدی:رباعی ۲ - با آن که دلم از غم هجرت خونست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.