خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن از زبان شاعر خطاب به دل است که از آن میپرسد چرا به علم و دانش روی نمیآورد و چرا دل به نفسهای پست میسپارد. شاعر به دل میگوید که میتواند همدوش عقل کل باشد، اما خود را در مرکز پستی و محدودیت نگه میدارد.
متن دارای مفاهیم عرفانی و اخلاقی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات خاص مانند «عقل کل» و «نفس» ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۳۲۸ - ای دل ز چه از علم وسیطی نکنی
ای دل ز چه از علم وسیطی نکنی
روی دل نفس در بسیطی نکنی ۱
همدوشی عقل کل توانی لیکن
تو مرکز پستی و محیطی نکنی ۲
روی دل نفس در بسیطی نکنی ۱
همدوشی عقل کل توانی لیکن
تو مرکز پستی و محیطی نکنی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۲۷ - ای دل تا کی به هرزه تدبیر کنی
گوهر بعدی:شماره ۳۲۹ - ای دیده ز اشک بی متاعم نکنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.