خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از درد فراق و عشق نافرجام مینالد. او خطاب به معشوق میگوید که وجودش را به آتش کشیده و دلش را سوزانده است. شاعر از معشوق میخواهد که با دیگری خوش باشد، چرا که غم او دلش را به خون و سینهاش را به آتشکده تبدیل کرده است.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده مانند 'آتشکده' و 'دل خون' ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، موضوع غم و اندوه نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۳۲۳ - من کیستم ای شوخ دل از کف شده ای
من کیستم ای شوخ دل از کف شده ای
آتش به دکان هستی خود زده ای ۱
با غیر تو خوش نشین کز آشوب غمت
خون شد دل ما و سینه آتشکده ای ۲
آتش به دکان هستی خود زده ای ۱
با غیر تو خوش نشین کز آشوب غمت
خون شد دل ما و سینه آتشکده ای ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۲۲ - من کیستم از خویش به تنگ آمده ای
گوهر بعدی:شماره ۳۲۴ - ای تیره شب فراق آخر به سر آی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.