خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از دیده (چشم) میخواهد که عقل را مانند یک نقاشی تصویر کند و در جلوهای از زیبایی، آن نگار (معشوق) را که جانفزا است، نمایش دهد. سپس اشاره میکند که معشوق او از دو نوع خورشید (شاید خورشید واقعی و خورشید عشق) ساخته شده و اکنون از دیده میخواهد که خورشید آسمان را نادیده بگیرد.
این شعر دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک برخی از استعارهها و اشارات عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
شماره ۲۸۵ - ای دیده عقل کلبه نقاشی کن
ای دیده عقل کلبه نقاشی کن
در جلوه شد آن نگار جانپاشی کن ۱
دلدار من از دوگونه خورشیدی کرد
خورشید فلک کنون تو خفاشی کن ۲
در جلوه شد آن نگار جانپاشی کن ۱
دلدار من از دوگونه خورشیدی کرد
خورشید فلک کنون تو خفاشی کن ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸۴ - ای وهم تو از مزیفاتی بس کن
گوهر بعدی:شماره ۲۸۶ - ای مرهم زخم اندرون دل من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.