خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن بیانگر فقر و نابودی است که شاعر با آن ساخته شده و در سرزمین عدم، جان خود را فدا کرده است. شاعر از مرگ به عنوان نعمتی بدون منت یاد میکند که او را از خودپرستی رها ساخته است.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی مانند مرگ، فنا، و رهایی از خودپرستی نیاز به درک و تجربهٔ بالایی دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
شماره ۲۶۰ - مائیم که با فقر و فنا ساخته ایم
مائیم که با فقر و فنا ساخته ایم
در ملک عدم مرکب جان تاخته ایم ۱
از دولت سودای تو بی منت مرگ
خود را ز خودی خویش پرداخته ایم ۲
در ملک عدم مرکب جان تاخته ایم ۱
از دولت سودای تو بی منت مرگ
خود را ز خودی خویش پرداخته ایم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۹ - موسایم و در طور لقا می طلبم
گوهر بعدی:شماره ۲۶۱ - من خالق کن فکان ترا می دانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.