خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از عشق و دلبستگی به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که بدون او، حتی زیباترین چیزها نیز ارزشی ندارند و رنجها به جان و دل مینشینند.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۲۵۴ - گفتم به تو ای نورده روزن چشم
گفتم به تو ای نورده روزن چشم
منزلگه خورشید کنم برزن چشم ۱
بی تو همه سوده های الماس بلا
جان بر سر دل ریخت به پرویزن چشم ۲
منزلگه خورشید کنم برزن چشم ۱
بی تو همه سوده های الماس بلا
جان بر سر دل ریخت به پرویزن چشم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۳ - گفتم روم از عشق تو در معدن غم
گوهر بعدی:شماره ۲۵۵ - گاهی آتش از تف درون می سازم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.