خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این بیتها از درد و رنج قلبش سخن میگوید و از بخت ناگوار و سرنوشت تلخ خود شکایت میکند. او آرزو میکند که قلبش از این رنجها رها شود.
متن حاوی مضامین عمیق عاطفی و غمانگیز است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۴۰ - خون شد جگرم که غرق خون باد دلم
خون شد جگرم که غرق خون باد دلم
وز پردهئ عاقبت برون باد دلم ۱
بازیچه بخت واژگون بین تو چنین
از دست دلم سرنگون باد دلم ۲
وز پردهئ عاقبت برون باد دلم ۱
بازیچه بخت واژگون بین تو چنین
از دست دلم سرنگون باد دلم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۹ - تسخیر ممالک معانی کردم
گوهر بعدی:شماره ۲۴۱ - خاکستر گلخن عدم باد دلم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.