خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از عشق و جفای معشوق میگوید و بیان میکند که چگونه درد فراق و عشق نافرجام، قلب او را میسوزاند و او را به آتش میکشد. او معشوق را به خورشید و ماه تشبیه میکند و از جفاهایش شکایت دارد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و ادبیات کلاسیک ممکن است برای گروههای سنی پایین نامفهوم باشد.
شماره ۲۳۲ - بر تیر تو دیده گفتم آماج کنم
بر تیر تو دیده گفتم آماج کنم
روز رخ تو مه شب داج کنم ۱
هر شب ز جفای تو همی از تف دل
دوزخ به شرار خویش محتاج کنم ۲
روز رخ تو مه شب داج کنم ۱
هر شب ز جفای تو همی از تف دل
دوزخ به شرار خویش محتاج کنم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۱ - با خوی تو لاف آشنائی چه زنم
گوهر بعدی:شماره ۲۳۳ - بالعل تو تنگ های شکر چکنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.