خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از دوست خود میخواهد تا بیاید و دل آواره و روان خسته او را از تن جدا کند. او بیان میکند که بدون دوستش، با دل و دیده بسیار ناله میکند و از دوست میخواهد تا نگاهش را نیز از دو چشمش ببرد.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم ادبی کلاسیک ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۱۸۰ - ای دوست بیا و دل آواره ببر
ای دوست بیا و دل آواره ببر
وین خسته روان ز تن به یکباره ببر ۱
من با دل و دیده بی تو بس می نالم
دل بردیم از دو دیده نظاره ببر ۲
وین خسته روان ز تن به یکباره ببر ۱
من با دل و دیده بی تو بس می نالم
دل بردیم از دو دیده نظاره ببر ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۹ - ای درد تو جان عاشقان را افسر
گوهر بعدی:شماره ۱۸۱ - ای مایه آرایش دکان هنر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.