خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از گذشت عمر و ناامیدی از بهبود شرایط زندگی خود مینالد. او احساس میکند که در تنگنای زمان و جور جهان گرفتار شده و نه میتواند بماند و نه راهی برای سفر دارد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عاطفی دربارهی گذر زمان و ناامیدی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، این نوع مضامین برای نوجوانان کمسنوسال ممکن است سنگین یا نامناسب باشد.
شماره ۱۷۶ - از عمر به تنگم چو خلافت ز . . .
از عمر به تنگم چو خلافت ز . . .
عمرم شب هجریست که ناید به سحر ۱
این کار مرا فتاده کز جور جهان
نه رای اقامت است و نه رای سفر ۲
عمرم شب هجریست که ناید به سحر ۱
این کار مرا فتاده کز جور جهان
نه رای اقامت است و نه رای سفر ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۵ - از شرم رخت چهره نهان دارد مهر
گوهر بعدی:شماره ۱۷۷ - افتاد دلم درتک و پوئی دیگر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.