خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از روزی که به دلیل بخت ناگوار، در دریای هنر گرفتار شده و از باد حوادث در امان نمانده است، شکایت میکند و از بخت بد خود فریاد میزند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق مانند تقدیر، شکایت از بخت و حوادث زندگی است که درک آن برای کودکان دشوار بوده و مناسب سنین بالاتر میباشد.
شماره ۱۵۱ - ز آنروز که از سستی بخت ناشاد
ز آنروز که از سستی بخت ناشاد
در بحر هنر کشتی جانم افتاد ۱
از باد حوادث دمی ایمن نشدم
فریاد ز بخت بد هزاران فریاد ۲
در بحر هنر کشتی جانم افتاد ۱
از باد حوادث دمی ایمن نشدم
فریاد ز بخت بد هزاران فریاد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۰ - زین شعله که دل چو جانش در بر گیرد
گوهر بعدی:شماره ۱۵۲ - شب بر دل من دوره غم می بیزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.