خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از چرخ (زمان یا سرنوشت) که امیدی به بقا ندارد، گلایه میکند که تیغش بر دل او زخم میزند. سپس اشاره میکند که دل به دست تو (شاید معشوق یا عامل دیگری) بود و به همین دلیل اثر زخم به تو رسید.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین ممکن است نیاز به توضیح برخی استعارهها و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی داشته باشد.
شماره ۱۳۹ - دی چرخ که از بقا مبادش امید
دی چرخ که از بقا مبادش امید
تا بر دل من زخم زند تیغ کشید ۱
در دست تو بود دل بدان واسطه شد
کاول اثر زخم به دست تو رسید ۲
تا بر دل من زخم زند تیغ کشید ۱
در دست تو بود دل بدان واسطه شد
کاول اثر زخم به دست تو رسید ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۸ - در جام دل آن باده که دی دلبر کرد
گوهر بعدی:شماره ۱۴۰ - در غیر دلم غم تو مأوا نکند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.