خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این بیتها از رنجها و مصائبی که بر او وارد شده سخن میگوید. او احساس میکند که تقدیر و حوادث روزگار به شدت بر او سخت گرفتهاند، تا جایی که استخوانهایش شکسته و مغزش در میان آنها ذوب شده است.
محتوا دارای مضامین عمیق فلسفی و عاطفی است که درک آنها ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال دشوار باشد. همچنین، تصاویر شاعرانهای مانند شکستن استخوانها و ذوب شدن مغز ممکن است برای برخی حساسبرانگیز باشد.
شماره ۴۵ - چندان فلک آن سنگ که آتش نگداخت
چندان فلک آن سنگ که آتش نگداخت
بر من بفلاخن حوادث انداخت ۱
کاعضای وجودم همه در هم بشکست
مغزم به میان استخوانهابگداخت ۲
بر من بفلاخن حوادث انداخت ۱
کاعضای وجودم همه در هم بشکست
مغزم به میان استخوانهابگداخت ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴ - جز صانع بی همال قیومی نیست
گوهر بعدی:شماره ۴۶ - چشم فلک از دیدن دردم خیره ست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.