خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از عشق و آتش درونی خود سخن میگوید که وجودش را نابود کرده است. او احساس میکند که حتی طبیعت (مانند شفق و شب) نیز از این آتش متأثر است. همچنین، اشاره میکند که خورشید نیز از گرمای آه آتشین او گرم میشود.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
شماره ۱۴ - آتش ز تو در هستی نابود من است
آتش ز تو در هستی نابود من است
وین جرم شفق اخگر و شب دود من است ۱
آن شعله آتشم که خورشید فلک
گرم از تف آه آتش آلود من است ۲
وین جرم شفق اخگر و شب دود من است ۱
آن شعله آتشم که خورشید فلک
گرم از تف آه آتش آلود من است ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳ - آتش بجهان تفی ز تاب و تب ماست
گوهر بعدی:شماره ۱۵ - آن می که عصیر روح پاک است کجاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.