خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از درد عشق و رنج‌های ناشی از آن سخن می‌گوید. او از شعله‌های عشق در سینه‌اش می‌نالد و از حیرانی در راه عشق شکایت دارد. همچنین، به تأثیرات عمیق غم و عشق بر جهان‌بینی خود اشاره می‌کند.

محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان ادبی بالا، فهم آن را برای سنین پایین‌تر دشوار می‌سازد.

مشاهده کامل

شماره ۶ - شعله ها در جان زدی این سینه غمناک را

شعله ها در جان زدی این سینه غمناک را
خرمنی ز آتش چه حاجت بود یک خاشاک را ۱

تا بکی در سینه تنگم نهان دارم چو راز
آتشی کز شعله خاکستر کند افلاک را ۲

در ره عشق تو عمری شد که حیران مانده ام
من که اندر کوی دانش رهبرم ادراک را ۳

هیچ صیادی به صید خسته در صحرا نتاخت
تیر مژگان تا به کی این سینه صد چاک را ۴

هر دو عالم خار شد در چشم اشراق از غمت
هرکه آب خضر دارد خوار دارد خاک را ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵ - سوز غم تو کرد قضا سرنوشت ما
گوهر بعدی:شماره ۷ - فقیا بفیکا تفز بالعلا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.