خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از غم خود میخواهد که از دلش بیرون آید، هرچند که غم برایش عزیزتر از جان است. او به غم میگوید که گنج نیست تا همیشه در دل بماند و از او میخواهد که از این خزانهٔ دلگیر بیرون آید.
متن دارای مفاهیم عرفانی و احساسی عمیق است که درک آن ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۵۸ - ای غم ز دلم اگر توانی بدر آی
ای غم ز دلم اگر توانی بدر آی
هر چند عزیزتر ز جانی بدر آی ۱
تو گنج نهای گنج فشانی تا چند
دلگیر درین خزانه مانی بدر آی ۲
هر چند عزیزتر ز جانی بدر آی ۱
تو گنج نهای گنج فشانی تا چند
دلگیر درین خزانه مانی بدر آی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۷ - ای غم ز دلم چه شد زمانی بدر آی
گوهر بعدی:شماره ۱۵۹ - از عهد شکستن چو هوس نشکیبی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.