خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر احساس میکند که بهار از باغ او شرمسار است و حتی بوی گلهایش نیز از او میگریزد. او خود را در بیابانی مییابد که نه راهی برای شتاب دارد و نه جای درنگی.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۰۸ - آنم که بهار دارد از باغم ننگ
آنم که بهار دارد از باغم ننگ
هم بوی گریزد از گل من هم رنگ ۱
در بادیهای آمده پایم بر سنگ
کآنجا نه شتاب راه دارد نه درنگ ۲
هم بوی گریزد از گل من هم رنگ ۱
در بادیهای آمده پایم بر سنگ
کآنجا نه شتاب راه دارد نه درنگ ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۷ - با آن که ز جوش حسن آن دلبر شنگ
گوهر بعدی:شماره ۱۰۹ - گردون که نباشدش به بیداد بدل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.