خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از ناامیدی و اندوه خود میگوید. او از رفتن شادی از دلش، ناامیدی پزشک از درمانش، و خاموشی نور زندگی سخن میگوید.
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و ناامیدی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. درک کامل این مفاهیم معمولاً به بلوغ عاطفی و تجربهی زندگی نیاز دارد.
شماره ۴۲ - امشب که طرب از دل مهجور برفت
امشب که طرب از دل مهجور برفت
نومید طبیب از سر رنجور برفت ۱
گفتم که تماشای رخ درد کنم
ناگه ز چراغ زندگی نور برفت ۲
نومید طبیب از سر رنجور برفت ۱
گفتم که تماشای رخ درد کنم
ناگه ز چراغ زندگی نور برفت ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱ - دل با غم آن صنم سپردیم و گذشت
گوهر بعدی:شماره ۴۳ - آن شوخ چو جام ناز در چنگ گرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.