خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از درد هجران و فراق سخن میگوید. شاعر از دل سوخته، امیدهای بربادرفته و رنج دوری از معشوق شکایت دارد و از ظلم زمانه و حسادت دیگران گله میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم شعری کلاسیک ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۲۱۵ - بردی به تازه باز دل ای جان چه داشتی
بردی به تازه باز دل ای جان چه داشتی
افکندیش در آتش سوزان چه داشتی ۱
انداختی به جام امیدم می هوس
با این خراب ساغر حرمان چه داشتی ۲
مردی به روز وصل فصیحی ز رشک غیر
ظالم شکایت از شب هجران چه داشتی ۳
افکندیش در آتش سوزان چه داشتی ۱
انداختی به جام امیدم می هوس
با این خراب ساغر حرمان چه داشتی ۲
مردی به روز وصل فصیحی ز رشک غیر
ظالم شکایت از شب هجران چه داشتی ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۴ - زاغ و بلبل همه دارند کهن زمزمهای
گوهر بعدی:شماره ۲۱۶ - سر و برگ من محزون نداری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.