خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی از شمس تبریزی است که به موضوع عشق الهی و جستجوی معشوق حقیقی میپردازد. شاعر از مخاطب میخواهد تا با کنار گذاشتن غفلت، به تماشای جلوههای حق بپردازد و در راه عشق، همه چیز را فدای معشوق کند.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل شعر نیاز به آشنایی با ادبیات عرفانی فارسی دارد.
شماره ۲۰۵ - این شهادتگه عشقست تقاضایی کن
این شهادتگه عشقست تقاضایی کن
تیغ بیکار نشستهست تمنایی کن ۱
چون درین باغ بجز نام تجلی نشکفت
پنبه از گوش برون آر و تماشایی کن ۲
نام معشوق به یک جمله نگنجد با غیر
هر خروش از لبت آواره صحرایی کن ۳
یوسف ار نیست به یوسف نه که هم مرحله است
هر چه بینی تو درین قافله سودایی کن ۴
گر ره کعبه درازست فصیحی باری
دیده غارت نقش کف پایی کن ۵
تیغ بیکار نشستهست تمنایی کن ۱
چون درین باغ بجز نام تجلی نشکفت
پنبه از گوش برون آر و تماشایی کن ۲
نام معشوق به یک جمله نگنجد با غیر
هر خروش از لبت آواره صحرایی کن ۳
یوسف ار نیست به یوسف نه که هم مرحله است
هر چه بینی تو درین قافله سودایی کن ۴
گر ره کعبه درازست فصیحی باری
دیده غارت نقش کف پایی کن ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۴ - ساقی به سودا جام رو کن
گوهر بعدی:شماره ۲۰۶ - چون نعش من برند برون از سرای من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.