خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از حالات روحی و عاطفی خود سخن میگوید. او از پریشانی، جستجوی رنج به جای لذت، و تضادهای درونی خود میگوید. همچنین به موضوعاتی مانند عشق، توبه، و وفاداری اشاره میکند. شعر پر از تصاویر شاعرانه و استعارههای عمیق است که حالات پیچیدهی انسانی را به تصویر میکشد.
متن دارای مضامین عاطفی و عرفانی پیچیدهای است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج، توبه، و تضادهای درونی نیاز به بلوغ فکری دارند.
شماره ۱۵۱ - پریشان نالهام بر گرد هر گلزار میگردم
پریشان نالهام بر گرد هر گلزار میگردم
نا از سودای گل در جستجوی خار میگردم ۱
درین فصل بهار از غنچه دل خنده میجوشد
مگر از نخل تیغی باز برخوردار میگردم ۲
مزاج خویش نشناسم همین دانم که گر بر من
دم گرم مسیحا بگذرد بیمار میگردم ۳
دل رحمت برد حسن قبول توبهام گر من
پشیمان گنه زانساز کز استغفار میگردم ۴
دلم زود آشنای عشق گردیدست مغذورم
اگر دیر آشنای سبحه و زنار میگردم ۵
به رغم عقل احول آن چنان با دوست یکرنگم
که بر گرد سر هر موی خود صد بار میگردم ۶
فصیحی از وفاداری مگر غم چشم خویشم خواند
که هر ساعت سراپا بیسبب خونبار میگردم ۷
نا از سودای گل در جستجوی خار میگردم ۱
درین فصل بهار از غنچه دل خنده میجوشد
مگر از نخل تیغی باز برخوردار میگردم ۲
مزاج خویش نشناسم همین دانم که گر بر من
دم گرم مسیحا بگذرد بیمار میگردم ۳
دل رحمت برد حسن قبول توبهام گر من
پشیمان گنه زانساز کز استغفار میگردم ۴
دلم زود آشنای عشق گردیدست مغذورم
اگر دیر آشنای سبحه و زنار میگردم ۵
به رغم عقل احول آن چنان با دوست یکرنگم
که بر گرد سر هر موی خود صد بار میگردم ۶
فصیحی از وفاداری مگر غم چشم خویشم خواند
که هر ساعت سراپا بیسبب خونبار میگردم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۰ - شب که غمهای ترا پردهنشین میکردم
گوهر بعدی:شماره ۱۵۲ - به بوی درد پریشان زلف یار شدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.