خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به جستوجوی معنوی، گمشدگی و یافتن حقیقت درونی میپردازد. شاعر از تجربیات خود در مسیر شناخت خود و جهان سخن میگوید، از گمکردن و یافتنهایش، و از رسیدن به درک عمیقتری از وجود.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات و استعارهها نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارند.
شماره ۱۴۷ - دیده را گم داشتم عمری و اکنون یافتم
دیده را گم داشتم عمری و اکنون یافتم
گر نیامد نکهت پیراهنی چون یافتم ۱
از غرور عافیت میکردمش از گل سراغ
عاقبت اندر میان دجله خون یافتم ۲
تشنگی میداشتم بستند دریا و سراب
آخرالامر این گهر در جیب جیحون یافتم ۳
ناله دیرآشنای گوش لیلایم از آن
خویش را گم کردم و در جان مجنون یافتم ۴
دل نماندم تا غم دل جلوهگر شد بینقاب
قطرهای گم کردم و صد بحر افزون یافتم ۵
سجدهای بر هر در افشاندیم اما عاقبت
کعبه را از تنگنای کعبه بیرون یافتم ۶
قصه درد فصیحی میزدم امشب رقم
لفظ را گم گشته در خوناب مضمون یافتم ۷
گر نیامد نکهت پیراهنی چون یافتم ۱
از غرور عافیت میکردمش از گل سراغ
عاقبت اندر میان دجله خون یافتم ۲
تشنگی میداشتم بستند دریا و سراب
آخرالامر این گهر در جیب جیحون یافتم ۳
ناله دیرآشنای گوش لیلایم از آن
خویش را گم کردم و در جان مجنون یافتم ۴
دل نماندم تا غم دل جلوهگر شد بینقاب
قطرهای گم کردم و صد بحر افزون یافتم ۵
سجدهای بر هر در افشاندیم اما عاقبت
کعبه را از تنگنای کعبه بیرون یافتم ۶
قصه درد فصیحی میزدم امشب رقم
لفظ را گم گشته در خوناب مضمون یافتم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۶ - یک گام گر از محمل غم بازپس افتم
گوهر بعدی:شماره ۱۴۸ - درین مدت که در خیل اسیران تو جا کردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.